برطرف شده است و ما به آغوش مقدس طبيعت نزديك و نزديك‌تر مي‌شويم‌. مشاهدهٴ اين‌ پيروزي‌هاي شگفت‌انگيز منبع نشاط بي‌پاياني است‌؛ و از سوي ديگر، مشاهدهٴ معابري كه از طريق آنها علم به روزگار ما رسيده است‌، از نيروي زيست‌، قدرت استقامت و عمق آن‌، به ما احساسي شديدتر از آن مي‌بخشد كه اگر كامل بود يا ما آن را چنين مي‌پنداشتيم‌، به ما دست‌ مي‌داد. هنگامي كه پيش‌رفت‌هاي بيشتر علم معماهاي تازه‌اي خلق كرد، تناقض‌هاي تازه‌اي پديد آمد، كه دشوارتر از آن به نظر مي‌رسيد كه قابل توصيف باشد، هنگامي كه اكتشافات انقلابي يكي‌ پس از ديگري همه چيز را در معرض بحث قرار داد، چه بسا با خود زمزمه مي‌كنيم‌:

 در سپيده‌دم‌، زنده بودن‌ْ نعمتي بود
ولي جوان خود همان بهشت بود!

پس از عصر جديد، من بيشتر عصر يوناني را دوست دارم‌، كه از بسياري جهات بدان نزديك‌ بود. البته من هم مانند بسياري رجال علم‌، علاقه‌اي به كارهاي محققان قرون وسطي نداشتم‌. من‌ قرون وسطي را عصر ظلمت‌، دورهٴ قهقرا و فساد فكري مي‌پنداشتم‌، كه روي هم رفته بهتر بود از ذهن انسان زدوده مي‌شد. به نظر مي‌رسيد كه اين كار هم‌چون سفر بي‌پايان براي يافتن گوهري‌ چند در انبوهي از خزف است‌. بعدها، هنگامي كه شعور تاريخي من گسترش يافت‌، الزاماً كنج‌كاوتر شدم‌. وقتي كسي مي‌كوشد تاريخ نجوم را بازسازي كند، مسلماً نخستين وظيفهٴ او تشخيص مقدار معلوماتي است كه به وسيلهٴ منجمان بزرگ به دست آمده است‌. مثلاً، اگر ما بخواهيم دقيقاً تعيين كنيم كه بطليموس (بطلميوس‌) چه قدر مي‌دانسته‌، ما حتي بايد نوشتهٴ خود او را هم بخوانيم‌. هرچند، ولو اين كه ما همهٴ اين كارها را هم بكنيم‌، تنها بخشي از مطالعهٴ تاريخي خود را انجام داده‌ايم‌. بخش ديگر، با سؤال زير مشخص شده است‌: ((معلومات‌ بطليموس چگونه به ما رسيده است‌؟)) لازم به ذكر نيست كه اين مسئلهٴ دوم به همان اهميت اولي‌ است‌. از لحاظ تاريخ علم‌، انتقال به همان اندازهٴ كشف اهميت دارد. اگر نتايج تحقيقات‌ بطليموس به جاي اين‌كه انتشار يابد، پنهان شده يا به هنگام حمل گم شده بود، چنان بود كه‌ گويي هرگز وجود نداشته است‌.
اينك‌، اين مسئلهٴ دوم‌، مطالعهٴ علم قرون وسطي را مطرح‌، و آن را توجيه مي‌كند. اگر براي‌ مطالعهٴ علم قرون وسطي جز اين دليل ديگري نبود، كه بدانيم چگونه علم قديم به ما رسيده‌ است‌، همين دليل كفايت مي‌كرد.
دانشمند معمولي كه شايد فاقد مطالعات تاريخي باشد، نمي‌تواند پيچيدگي مسايل مربوط به آن را دريابد. انتقال علوم جديد، تا حدي خود به خودي است‌. كشفي كه در يك مجلهٴ علمي‌ منتشر مي‌شود، در مدت نسبتاً كوتاهي‌، به وسيلهٴ بسياري از مطبوعات ديگر در سراسر جهان‌